|
به صرف یک فنجان قهوه و سیگار
|
باید به این روزگار بخندم یا با تمام وجودم گریه کنم تا شاید این همه دروغ و با هم نشنوم ؟
با همیم
اما ...
پشت به پشت هم
با همیم
اما ...
فقط در فال ورق
با همیم
اما ...
تنهای تنها
تنهاییم
اما
فقط فکر می کنیم که با همیم !
چقدر حجم ناگفته ها
روی شانه هایم سنگین است .
چقدر تصاویر مبهم
روی جاده آینده نشسته است .
چقدر ، چقدر هایم
به چشم می آیند .
آه ، افسوس
از پس هر در بسته
در بسته دیگری است .
به جرم آرزو
در حبس ای کاش رفته ام .
ای کاش بغض ناگفته هایم
یکجا به چشم هایم جاری می شد .
*. بدون ریز نوشت ، نوشته شد .